اولا دانشگاه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    وای خدا منم با این موهای مسخرم بدبختی دارمامن موهام زود به زود چررررب میشه ولی جنسش خشکه ینی ریشه مو برق میزنه ولی ساقش تمیزهخلاصه هروقت بخوام برم بیرون مجبورم همونروز برم حموم ایناروبشورمسه روزه دارم پشت سرهم میرم حموم مو میشورم فقط،امروز ک رفتم دیدم موهام شده عینننن سیم ظرفشوییوقتی اومدم بیرون بافتم همشو بعد بازش ک کردم فر زیر خوشگل مشگل شده بود ولی عیننن سیم ظرفشویی زنگ زده رو هوا بود هرچی روغن زدم فایده نکرد ک نکردیادم افتاد سس مایونز داریم پریدم ی کیلو سس رو موهام خالی کردم ماساژ دادمینی به قدری خوب شد این موهام ک خودم شاخ دراوردمخلاصه به مشکلات من اگر دچار شدید برید سراغ سس مایونز
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 0:58
    برچسب‌ها :
    چند شبه به یه مرضی دچار شدم نمیدونم چیکار کنمساعتای هشت خوابم میگیره شدید ولی میدونم بخوابم دوازده بیدار میشمصبرمیکنم ک ساعت ده یازده بخوابمولی دیگه بیدار میمونم تاسه صبح اصلنم خوابم نمیبرهامروز تا یک ظهر خواب بودم بعدم بزور پاشدم برم دانشگاه ناهارم نخوردم تا وقتی برگشتمجاتون خالی رفتیم با بچه ها ابمیوه بخوریم دیدیم سرده قهوه و شکلات داغ سفارش دادیم قهوه منو ک اوردن دیدم اب جوش و پودر قاطی کردن به اسم قهوه :| االبته شاید اینکهفقط دوتومن بودم بی تاثیر نبوده درین قضیه اقا مسخره نکنین ک اولا تابع جمع بودیم دوما دانشجوییم و بی پول سوما سر راه بود خوب خلاصه قهوه ابکی تلخ مسخره رو خوردم زبونم پااااره شد هنوز هرچی میخورم جیلیزویلیز میکنه 
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 0:58
    برچسب‌ها :
    نقاشیای سیاه قلممو گذاشتم پروفایل یکی اومد گفت خیلی عقده ای هستی با این نقاشیات بعدم بلاکم کرد نمیدونمم کی بود :|

    هرزمان دیگه بود بیشتر میزاشتم طرف حرصش بگیره فضولیم نکنه ولی اینبار تو دلم یجوری شد همشو برداشتم

    نکبت (شرمنده تو دلم میموند نمیگفتم)خخخخ

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 0:58
    برچسب‌ها :
    ما تولد دوستم دعوت شدیم همین بچه های گروه خودمون، و قرار شد تقریبا همه کاراش با ما باشهکیک و سفارش دادم و موقع خرید پولشو داد یکی دیگه از بچه ها رفت خرید اومد، شمع و یکی بادکنک و یکی دیگه غذا و کارای دسرشم قرار شد با من باشه که یکم دستم تو اینچیزا سریعه میخاست شب قبلش بگیره من گیر دادم چون من نمیتونم بیام فردا بگیر کارات با من حالا ی ساعت زودتر رفتم که کاراشو بکنم کلی سرم غر زد که دیر شدددد کارا موندددد دیر اومدی ک منم گفتم نگران نباشه همین یه ساعته برات همه چیو درست میکنم خلاصه اینا رفتن از آشپزخونه بیرون،من موندم و یکی دیگه دوستام شروع کردیم ریش ریش کردن مرغ برا الویه و پختن تخم مرغ و سیب زمینی و هویج و خرد کردن کالباس یهو دیدم فقط سه تاااا تخم مرغ گذاشته با دوتا سیب زمینی برا پونزده نفر وای گر گرفته بودم چون مسئولیت همه چیش با من بود ، رومم نمیشد بگم کمه با دوستم ب چ کنم چ کنم افتاده بودیم اخر با این عقلامون تصمیم گرفتیم چندتا خودمون اضاف کنیم شروع کردیم رنده کردن سیب زمینی تخم مرغ و باز چندتا اضافه کردیم بپزه حالا هرچی میگردیم سیب زمینی و پیدا نمیکنیم اخر دیگه از گوشه کنار انقد گشتیم سیب زمینیم پیدا کردیم گذاشتیم بپزه و همشو درست کردیم با کلی دردسرم چون سس کم بود تزئین کردیم و واقعا هم یکی فحش خودم میدادم یکی دوستم با این فکر و کاراش اخرم سر یک و نیم ساعت تموم شد کارا دسرم درست
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 13:15
    برچسب‌ها :
    ظاهرم خیلی شادههمیشه همینجور بودم با خودم می‌گفتم درد وبدبختیای من به درد هیچکس نمیخوره و حوصله سر میبره اگرم بفهمن نظرای مختلف ادم و پیر میکنه مثلا خیلییی سربسته موضوع و تعریف کردم برای یکی از دوستای نزدیکم ازونروز همش میگه تقصیر تو بود نباید انقد گیر میدادی باز یکی دیگه از دوستام میگه بیخود کرد دست بلند کرد و هیچکدوم مسلما حوصله مشکلات منو ندارن(هرچیم نگرانم باشن) ازنماز دور شدم از خدا از زندگی معنوی نصفه نیمه ای ک داشتم فاصله گرفتم و تاثیرشم دارم میبینم کارام سخت میگذره خیلی شادی دارم ولی اروم نیستم ارامش ندارم خیلی ناراحتم بابت نماز دعا کنین برام لطفا پ.ن : اینستام ترکید ،نمیدونم چی زدم خارج شد دیگه وارد نشد ای حرص میخورم پ.ن2: معتاد اینترنت شدم خصوصا تلگرام پ.ن3: عاشق دورهمیییییم محشرهههه محشررررر
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 13:27
    برچسب‌ها :
    اقا من خوشحال سرخوش اومدم روغن بزنم به موهام که صبح برم حموم بشورمشمن موهای کم پشتی دارم و فقط موهام وز و حجم داره و پر دیده میشه اونم ففط روز اولی که از حموم میام بیرون روزای بعد باز کم دیده میشه و قبلا ریزش داشتم خصوصا موقع امتحانام همه دکتر و روغنی استفاده کردم و جواب نداد اخر یه روغن جواب داد و یکم بهتر شد موهام که گهگاهی میزنم به موهام امشبم اومدم درروغن و باز کردم از بالا سرم فرق باز کردم هی چکوندم رو سرم یهو برق گرفتم دیدم خداااا نکنه روغن من نیست نگاه کردم دیدم اسید سالسیکه برای میخچه که قشنگ یه لایه پوست و میکنه یجورایی میسوزونه قلبم ترکید نگاه کردم دیدم اخیییییش درش کیپ بستس و در روییشو باز کرده بودم (اخه انوااااع روغن و لوازم و دارم روی میز توالتم و خیلی شلوغه و چندتا روغنا و چیزمیزا رنگ هم و شبیه همه شیشش) یهو مامانم صدام زدن رفتم ببینم چیکار دارن باز برگشتم روغنه رو بزنم و بگیرم بخوابم.  برداشتم درشو باز کردم و باز چکوندم دیدم خدا چرا رنگ روغن سیاه شده باز دلم هریییی ریخت فحش خودم دادم نیگا کردم دیدم ای داد بیداد این رنگ خوراکیه قرمزههه خلاصه کف سرم قرمزززز شده این رنگا خوراکیم انقده سخت جونن طول می کشه پاک شن حالا شما ب من بگین فردا مهمونی، با این کله ی کف قرمزی چجووورررر برممممم
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 13:27
    برچسب‌ها :
    ا وقتی یه مساله روحی برام پیش میاد میرم سراغ اشپزی نقاشی فیلم شعر....خصوصا فیلم ک ادمو قشنگ از دنیا و فکرش میکشه بیرون و سرگرررم میکنه و انقد صبح تا شب فیلم نگا میکنم ک هیچ لحظه خالی نمیمونه برا فکر و خیال و غصهراه حلم برا مشکلاتم با این عقل ناقصم همینه فقط میخاستم برا بار دهم فیلم فرندز جان و ببینم ولی نداشتمش و فلشم گم شده بود و بسییی افسوس ها خوردم  من از فیلمای تکراری متنفررررم ولی فرندز برام یچیز دیگه بود اولین سریالیم که دیدم اشنایی با مادر بود که اولش خیلی جذاب بود برام اما بار دوم خواستم نگاه کنم دیدم چقد این سریال حرفای ناجور و کلهم چیزای ناجور داشته اما در قالب طنز االبته سریال فرندزم همینطور ها اما بازمممم خیلی بهتر ازون یکی...و بامزه تر.من عاشق ریچل بودم خلاصه اقا جان این فرندز و نشد ببینم رفتم فیلم ترکی دان کردم از سر ناچاری دروغ چرا شیرینه فیلماش ولی فقطط برا وقت گذرونی خوبه، اولین فیلم ترکی ک دیدم "عشق حرف حالیش نمیشه" بود و برام خیلی جذاب جلوه کرد چون 1.اولینننن فیلم ترکی بود ک میدیدم 2.موقع امتحانا بود و میچسبید 3.عاشق این دختره حیات شدم ک شبیه نرگس محمدیه(هرکی ندونه فکر میکنه پسرم) وگرنه تماااام فیلمای ترکی ک تا حالا دیدم هم خیلیییی ابکیییییی بوده و کششششش دار هم معمولا ی دختر فقیر میاد تو زندگی یه پسر پولدااار و پسره عاشقش میشه و این چرت پرتا   او اصلا نباید وقت
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 2:56
    برچسب‌ها :
    یعنی دوست خوب از صدتا خواهر و فامیل بهترهاین دوروز ک دوست جان جانان قضیه رو با یکم سان سور فهمیده، انقد وقت منو پر کرده تنهام نزاشته ک وقت هیچی ندارم رفته برام ثبت نامم کرده کلاس نقاشی و دکوپاژ ک خیلی دوست دارم و تعریف از خود نباشه یکم بلدم، امروز بزور منو برده بعد سر راه رفتیم رستوران لبنانی طملته!؟بطملطه!؟ تبله؟! اوه اسمشم یادم نیست ولی ازونا خوردیم ک ماست و بادمجون و ارده و انار و گردو داشت   بعد باز کشوندتم خونه خودشون بزووووز با مامانش درد دلامو گوش دادن نصیحتم کردن دعوام کردن ک چرا تو همچین کاری کردی بعدم ناهار بزووووور سه تا بشقاب ب خوردم دادن ک داشتم گلاب به روتون بالا میاوردم دیگه تا یازده شبم اونجا بودم راستش تو این مسائل من خیلییی برا بروز مشکلات و غصه هام تودارم هیچکسم این صفتمو جز همین دوستم نمیدونه خانوادم حتی فک کردن چیزیم نیست انقد ک ظاهرسازی کردم دیشبم باز اومد دنبالم منو برد خونشون کلی اهنگ گذاشت و رق صیدیم و خوش گذروندیم و واقعا حالم بهتر شد یک  ی عمر اصرارررررررررررر میکردم رقص عروسیشو بره من ببینم چجوره ولی میگفت همون روز عروسی ببین حالا امروز برام رفت رقصشو و ذوووووق کردم حسااااابی خلاصه انرژی مثبت دارم امشب گفتم یکم تو وبلاگ بپخشم و بپاشونمش راستی ناگفته نمونه بابامم شب زنگ زدن کلی دعوام کردن که دو شبه کجایی هی چپ و راست بیرون و خونه مردم
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 2:56
    برچسب‌ها :
    کتک خوردم اونم نه سیلی ساده ن کتکی ک یباره و بعد تموم میشه...پشت سر هم از کی....؟ از کی واقعا از اقایی ک هیچکاره منه از کسی ک فقط صحبت شده برا اومدن خواستگاری و من مشغول تحقیق و مشاورم در موردش... سر چی...سرچی...برای چی....اصلن هرچی اصن بفرض من بدترین برخورد و بکنم...چرا باید فحش مادر پدر ساداتمو بده چرا باید وقتی میخام جدا شم حمله کنه بزنه منو بکوبونه تو دیوار... سر اینکه فقط دعوا شد و گوشیشو پرت کردم گفتم دروغ گفتی تو و بهم ثابت شد دیگ سمت من نیا..... ناخونم شکست خونی شد عکس نمیشه اپلود کنم نمیدونم چرا ..میزارمش تو  همون کاناله ک تار عنکبوت بسته ک یادگاری بمونه.....جلو چشمممم موقت#
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 0:57
    برچسب‌ها :
    دوستای عزیزی ک میگید شکایت...واقعا شرایط اجازه نمیده من دلمم نمیاد حتی ب همه گفتم ماشین زده بهم ک دستم کبوده یا میلرزم....اخه یه دانشگاهیممن رفته بودم با ایشون درس کار کنم و خودشون خواهش کرده بودن بعدم اینجور شد گ یچیز دیدم ک چیز خاصی نبود ولی من خیلی زودجوشم و عصبی میشم و البته چیزی بود ک برعکس گفته های قبل این اقا بود،یجورایی دروغ...پنهون کاری و اینچیزا اقای خیلی خوبین حتی صبور تر از من اما نمیدونم چرا وقتی ب این درجه رسید بحث اینجوری شدم بعد سهههه سال هیچوقت اینجور ندیده بودمشون خلاصه اومدم دفاع کنم از خودم ناخنم شکست حتی سرمو ک گرفته بود با موهام زیر مقنعه گاز میگرفتم دستشو ک ول کنه ولی زور نداشتم هی میزاشتم میرفتم پیاده میشدم بزور میکشوند منو تو ماشین خودش میدید حالم بد شده میترسیذ میخاس ببره بیمارستان ولی باز با زبونن یچی میگفتم باز میزد فحش مامانم و بابام داد مشت کوبیدم تو صورتش جیغ میزدم گقتم بابا مامان خودتن یهو چنان زد منو ک داشتم خفه میشدم همیشه اینارو میخوندم فک میکردم داستانه یا سر زنای بدبخت میاد و خیلی شوک بدیه اصلا باورم نمیشه چی شد الان اس داده کلی ببخشید و توجیه اوردن ک الان خیلی وضعم بده گرفتاری مالی دارم میخام بیام جلو ولی درگیرم کارام درست نمیشه سر خونه ب بابام ب مشکل خوردم و....میترسیدم بری دیگه نگام نکنی خوب واقعا میشه اعتماد کرد دگه؟ بعدم رفتم کلاس امتحان بد
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 0:57
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها